تبليغاتX
Lilypie Third Birthday tickers آرتین

آرتین

صفحه ی نخست | آرشيو | پست الکترونیک | خروجی وبلاگ

مهدکودک .. کریسمس 2012

بالاخره آرتین به مهدکودک رفت .......

 البته فقط ۳ روز ..

بعد از کلی گشتن و پرس و جو برای پیدا کردن یه مهد خوب بالاخره آرتینو برای مدت دو هفته امتحانی ثبت نام کردیم ببینم اصلا تو مهد بند میشه یا نه ..

 بعد از خرید لباس مهد و کیف و مداد رنگی و لوازم التحریر ، صبح روز ۴ ژانویه راهی مهد شدیم .. روز اول آرتین خیلی خوب سرگرم شد و دو ساعتی سراغ منو نگرفت و منم از شیشه پشت کلاس میدیدمش که مشغول بازیه و بهونه منو نمیگیره ..

روز دوم شیطونیاش بیشتر شد و از صبح تا ظهر مربیا راه میرفتن و میگفتن آرتین آرتین کام هیر .. آرتین آرتین آرتین ...

از روز سوم همه چیز براش تکراری شده بود و تو کلاس بند نمیشد و همش میخواست بدو بدو کنه .. شیطون ترین بچه کلاس فینگیل ما بود .. البته آرتین ِ دو سال و نیمه ما رو تو کلاس ۳ تا ۴ سال ثبت نام کردن (در واقع کلاس با سن پایین تر مهدای اینجا نداره ) ..

خلاصه که از صبح تا ظهر اسم آرتینو فقط صدا میزدن و آرتین بــدو مربیا بــدو

میرفت زیر میزای کلاس چهار دست و پا از دست مربیا در میرفت .. تازه به بچه های دیگه هم خط میداد که چیکار کنن  .. بچه ها رو تحریک میکرد وسط ساعت نقاشی که همه نشسته بودن قشنگ سر میزا و نقاشی میکشیدن بیان زیر میزا و مربیا که میدونستن آرتین بیاد بیرون مشکل حل میشه فقط میگفتن آرتین آرتین ..

خلاصه که اصلا پس بچه ما برنمی اومدن و البته فکر هم میکنم برای آرتین یه مقدار زوده مهد رفتن ..

 در نتیجه پسمل فینگیلی ما بعد از سه روز مهد رفتن فارغ التحصیل شد

 


چند روز قبل از رفتن به مهد .. جهت آموزش یه سری نکات به آرتین :

نونوش: بچه خوب دست به تی وی ؟؟

آرتین : نمیزنه

نونوش: بچه خوب وقتی از دَدَ میاد دستاشو ؟؟

آرتین : میشوره

نونوش : بچه خوب وقتی جیش داشت تو مهدکودک به تیچرش میگه؟؟

آرتین : تیچر دوسـِت دارم !!

نونوش : پسرم میری مهد بچه ها رو اذیت نکنیا .. اونا دوست تو هستن باهاشون باید مهربون باشی .. شیطونی هم نکنیا .. هرکاری تیچر گفت انجام بده !

آرتین : من میخوام بچه ها رو اذیت بُتُنم .. من میخوام شیطونی بُتُنم  ..

نونوش :

 


این روزا اینجا حسابی برنامه و جشن و رقص و آتیش بازیه .. امسال آرتین از کریسمس و بابا نوئل و درخت کریسمس و برف و آدم برفی (البته مصنوعیش) بیشتر از پارسال استقبال کرد .. هفته آینده هم که عید چینیاس و برنامه های خیلی جالبی دارن

 

 


 یه روز غذاشو نخورده بود با باباش رفته بیرون

موقع برگشتن باباش میگه بریم خونه؟

میگه نه بوفمو نخوریدم نونوش دعوا میتُنه !

 * * *

میخواد لباس بپوشه میگه اینو من دوست نداریدم !

* * *

دستش درد گرفته اومده میگه نونوش فینگرم زخم اومده !!

* * *

میخواد بره بیرون رفته سراغ کمد لباساش یه شلوار تو خونه ای هاشو در آورده داره به زور میکنه تو پاش .. 

میگم اینو نپوش این شلوارکو بپوش با اشاره به پاچه های شلوار میگه نه میخوام آستین بلند بپوشم
 
 * * *

 بردیمش آرایشگاه موهاشو کوتاه کردیم

بهش میگم وای چقدر موهات خوشگل شده پسرم

میگه نه من کچل شدم

 

 


آرتین و تفنگ آبپاش محبوبش .. کار هر روزش شده بره کنار استخر و هرکس رد میشه خیس کنه .. هرچی غریبه تر باشه بیشتر حال میکنه از خیس کردنشون


آرتین و اولین حضورش در استودیم ..

مسابقات دو ..  یک دو سه ...


اینجا هم دکتر آرتین داره با دستگاه های تو آفیس باباش تنفسش رو چک میکنه !


آرتین و بپر بپر روی سـِن اجرای جشنای ۲۰۱۲


پسملی در حال کار با ابزارای مورد علاقش  

 و در آخر امیدواریم که سال ۲۰۱۲ سال خوبی واسه همتون باشه

 


نوشته شده توسط نونوش در یکشنبه بیست و پنجم دی 1390 ساعت 9:18 | لینک ثابت |